خرید بک لینک
شمعهای فوت نکردهی زندگیام میان افکار افیونگونهای که بین حس بودن و نبودنم دود میشوند مرا به شوقهای نداشته و ذوقهای نکرده عادت داده است...

برچسب: نویسنده: یگانه موسوی تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 21:59

این روزها که هنوز شور جوانی در سر و شوق عشق در دلم نبض میزند و گوشهایم هر روز در میان همهمه دلواپسیها به دنبال واژهای از عشق و امید میگردد چشمانم ناگزیر است که مدام واژه مرگ را مرور کند... . . . و من خسته در گوشه تخت سر خودم را در آغوش میگیرم نوازش میکنم و وعدههای شیرین را در سرم لالایی میخوانم... مرگ واژه خوبی نیست برای ما که هنوز شوق رسیدن داریم...

برچسب: نویسنده: یگانه موسوی تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 21:59

آرام باش خودم! واگویههایت را بغل بغل کنار خطچینهای دفترت بکار بدون ترحم بدون تردید تو همانی که تمام زندگیات را برایش دادهای! بمان هنوز اول راه است...

برچسب: نویسنده: یگانه موسوی تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 21:59

نجوایی میشنوم که گنگ است انگار هنوز وقت شنیدنش نشده شاید هم هنوز وقت شنیدنم نیست!... فقط میدانم که این صدا همان نقشهی مسیر است برای عشقبازی هنگام رفتن!... نجوا را میشنوم گنگ است...

برچسب: نویسنده: یگانه موسوی تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 21:59

هوای پاییز همیشه هواییام میکرد آن وقتها انگار به دلم افتاده بود که بهار دلم در پاییز میروید...

برچسب: نویسنده: یگانه موسوی تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 21:59

هوای دو نفره یعنی من باشم و تو باشی و پاییز جرأت نکند دم از جدایی بزند ...

برچسب: نویسنده: یگانه موسوی تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 21:59

جهان را به پایت مینویسند انگار وقتی درد از لغاتت سرد شود و از شاخهی امیدت فرو افتد و لبخند جوانه زند و عطر وجودت به وجد آورد تمام وجودهای خدایی را...

برچسب: نویسنده: یگانه موسوی تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 21:59

وقتی هوای حالم بارانی میشود کودکانهی وجودم به وجد میآید سرخوش و بیخبر از تار و پود دلم در کوچهای که بنبست است فریاد کنان میدود بارون میاد شر شر پشت خونهی هاجر هاجر عروسی داره ... و اینگونه گریهام بند میآید دوستی میگفت تعبیرش صبوری است من صبورم؟ یا کودکانهام سرخوش؟ شاید هر دو...

برچسب: نویسنده: یگانه موسوی تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 21:59

آخر پاییز باشد و یکنفره غروب را با لیوانی از کاپوچینو همراهی کنی و دلتنگی یقهات را نچسبد؟ پاییز باشد و از رقص برگهای عاشق بر زمین فقط عکسی سهم تو باشد دلت نمیگیرد؟ عاشقانههای پاییز را عاشقم و و رفاقت دیرینهمان را هر سال عاشقتر میشوم. این یک پیام دعوت است از من به تو و پایکوبیهای عاشقانهات پاییز! از اکنون تمام لحظهها را در کولهی زمانهای در گذر خواهم ریخت و در گوشهاش مینویسم روزی و روزهایی خواهد آمد که دوباره در خلوت من در گوش تو شعرهای

برچسب: نویسنده: یگانه موسوی تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 21:59

صفحه بندی